اصولگرایان ایران با خود مبارزه می کنند
 

اصولگرایان ایران با خود مبارزه می کنند

| 1386 / 12 / 24
 

 

انتخابات مجلس شورای اسلامی در ایران برگزار شد. در مجلس بیشتر کرسی ها را اصولگرایان کسب خواهند کرد، چرا که به اصلاح طلبان اجازه ندادند به انتخابات راه یابند. در عین حال اکنون مسئله مقابله مرسوم بین اصلاح طلبان و اصولگرایان مطرح نیست. انتخابات کنونی بعنوان چرخش جدیدی در سیاست ایران شهرت یافته است: در جبهه اصولگرایان مبارزه بین "گارد پیر" و "جوانان رادیکالی" حاد می شود.

برای نظام سیاسی ایران مبارزه مرسوم، مبارزه بین اصلاح طلبان و اصولگرایان بود. اصلاح طلبان خواستار تغییراتی متعادل در سیاست و اقتصاد ، بدون نقض اصول اسلامی و برقراری روابطی تنگاتنگ تر با جامعه جهانی هستند. اصولگرایان خواستار حفظ ارزش های سنتی و امتناع از هرگونه اصلاح هستند.

بارزترین نماینده جبهه اصلاح طلبان را "محمد خاتمی" رئیس جمهور سابق می دانند که در سال 1997 روی قدرت آمده بود. در دوران ریاست جمهوری وی لیبرال ترین مجلس، طبق معیارهای ایرانی، در طول تاریخ انقلاب اسلامی ایجاد شده بود. اما در سال 2004 بیشتر کرسی های مجلس را اصولگرایان را به خود اختصاص دادند. چرخش نهایی در سال 2005 بود، یعنی زمانی که "محمود احمدی نژاد" که به عقاید رادیکالی خود شهرت دارد، به ریاست جمهوری رسید.

ضربه اصلی به جبهه اصلاح طلبان را شورای نگهبان وارد کرد، ارگانی که مطیع آیت الله خامنه ای رهبر انقلاب اسلامی ایران است. بدین ترتیب پس از بررسی موشکافانه در فهرست کاندیداها، بیش از 40% از 7.2 هزار کاندیدای ثبت شده به شرکت در انتخابات راه نیافتند که بیشتر آنها از نمایندگان نیروهای اصلاح طلب بودند. میزان رد کاندیداها در انتخابات کنونی به نسبت سال 2004 بیشتر بود.

اقدام دیگر حکومت علیه اپوزیسیونرها، افزایش سن مجاز برای رای دادن از 15 سال به 18 سال بود. در انتخابات پیشین، بیشتر جوانان از اصلاح طلبان حمایت کرده بودند.

بدین ترتیب، مقابله مرسوم بین اصلاح طلبان و اصولگرایان به کنار رفته است. نیروهای لیبرال که کم تعداد هستند، دچار سردرگمی شده اند و رهبر بارزی ندارند (محمد خاتمی اعلام کرده بود که برای ریاست جمهوری کاندیدا نخواهد شد؛ مهدی کروبی رئیس سابق مجلس نیز که مدعی رهبری لیبرال هاست، از سوی بسیاری "فردی کلریکال با ظاهری لیبرال" شناخته شده است).

اما با این حال در جبهه اصولگرایان وحدت پیشین وجود ندارد. "گارد پیر" که متشکل از متعصبین دینی بوده و از سال 1979 بر سر قدرت هستند و "جوانان رادیکالی" که از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران هستند، در راستاهایی مختلف قرار گرفته اند.

در این مبارزه، محمود احمدی نژاد جایگاه ویژه ای دارد. از یک سو او را از جوانان رادیکالی می دانند، از سوی دیگر او مورد اعتماد آیت الله خامنه ای رهبر انقلاب است. در وضعیتی که احمدی نژاد سعی دارد از این مباحث کنار بماند، مقابله بین جوانان و گارد پیر در جبهه اصولگرایان بسیار حاد شده است.

در اواخر فوریه پایگاه اینترنتی "نوسازی" که نزدیک به سران سپاه پاسداران است، مقاله ای علیه حسن خمینی، نوه آیت الله خمینی منتشر کرد که از گارد پیر است. در این مقاله تاکید شده بود که آقای خمینی ماشین BMW  ای به قیمت 100 هزار دلار دارد، در ویلایی تجملی در شمال تهران سکونت دارد و وعده های خود برای مراقبت از ملت را فراموش کرده است.

بعقیده ناظرین حملات دائم این سایت به مسئولین دینی بی دلیل نیستند. مسئله در این است که در مدت اخیر بسیاری از سران سپاه پاسداران آشکارا نارضایتی خود از متعصبینی که در تجمل زندگی می کنند و اهداف خود را فراموش کرده اند را اعلام می کنند. حقیقتاً چنین محسوب می شود که نمایندگان روحانیت امروز کنترل همه صنایع پر درآمد در اقتصاد ایران را در دست دارند. در همین راستا نیز بسیاری از کارشناسان می گویند که فعال شدن جوانان رادیکالی بعلت تمایل آنها به گرفتن "سهم خود از این شکلات" است.

در عین حال نمایندگان جوانان به نسبت گارد پیر پایبند به سیاست سختگیرانه تری هستند. تاکید این نیز می تواند ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد باشد که طی مدت حکومت خود روابط تهران با جامعه جهانی را حاد کرد.

انتظار می رود که در ترکیب مجلس جدید ایران تعداد نمایندگان از سپاه پاسداران بسیار بیشتر از دوره پیشین باشد. این می تواند سبب رادیکالی شدن آتی سیاست ایران شود. چرا که انتخابات کنونی در ایران به نوعی رفراندوم اعتماد به احمدی نژاد محسوب می شود. کارشناسان معتقدند که اگر طرفداران او اکثریت را در مجلس داشته باشند، سرنوشت انتخابات ریاست جمهوری که در سال 2009 برگزار می شود را می توان تعیین شده دانست.

در عین حال سیاست تشدید کنترل و ممنوع سازی شرکت در انتخابات پارلمان برای کاندیداهای اپوزیسیون، می تواند پیامدهایی غم انگیز برای ایران و مقامات آن داشته باشند. جامعه شناسان تاکید می کنند که جامعه ایران از رژیم حاکم بسیار خسته شده و در انتظار تغییر است. تورم در کشور حدود 20% است، مشکل بیکاری حاد است و در برخی استان ها به 30% می رسد. نبود اشکال قانونی برای بیان اعتراضات مردم، می تواند برانگیزنده روحیه آشوب طلبی باشد که دیر یا زود به سطح خواهد آمد.

روزنامه کامرسانت، خبرگزاری «نووستی» روسیه، 24 اسفند