...زندگی در ویرانه ترین آبادی...
templates for Your weblog List of Iranian Top weblogs

خفن ترین جادوگر قرن Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
سه شنبه 4 دی ماه سال 1386
معرفی کتاب(ش۲)بیست و سه سال رسالت

دومین کتابی که قصد معرفی دارم کتاب بیست و سه سال رسالت پیامبر اسلام است.

در این کتاب که نوشته مرحوم علی دشتی است پیرامون دوران پیامبری محمد بن عبدالله سخن میگوید. این کتاب این گونه آغاز می شود که:

در پیرامون زندگانی رسول الله و بیست و سه سال دوران پر ماجرای رسالت وی از دیر زمان کتاب های فراوان نوشته شده است....

سپس با شرح کوتاهی از زمان بچگی پیامبر مطلب را ادامه می دهد.

قصد علی دشتی از نوشتن این کتاب زدودن خرافات و دروغهاییست که در مورد پیامبر اسلام گفته شده است و به حق که از پس این کار خوب بر آمده است.

و چنان پایان میپزیرد که:

....و این تمایزات نباید در حدود امکانات بشری باشد.

امیدوارم که همه دوستان این کتاب را تهیه کرده و استفاده بکنند.

تا معرفی کتابی دیگر بدرود


شنبه 27 مرداد ماه سال 1386
اسلام و ترور ۳

باید به یک کانون دیگر رادیکال شدن اسلام معاصر یعنی جمعیت مسلمان اروپای غربی، توجه کرد. کشورهای اروپایی بعد از جنگ جهانی دوم اجازه مهاجرت ساکنان مستعمرات سابق خود را دادند که بسیاری از خانواده‌های مسلمان از این فرصت استفاده کردند. و حالا در همه کشورهای اروپا جمعیت‌های بزرگ اسلامی وجود دارند. این امر تصادفی نیست زیرا مرد مسلمان که با زن و بچه وارد کشور اروپایی می‌شود، می‌تواند بعداً از میهن خود سه زن دیگر بیاورد. این زنان بر خلاف زنان اروپایی از وسایل پیشگیری از حاملگی اطلاعی ندارند و نمی خواهند داشته باشند و طبق باورهای سنتی به اندازه‌ای که خدا داده باشد، بچه به دنیا می‌آورند. در نتیجه این وضعیت، میزان جمعیت مسلمان در کشورهای اروپایی به 10-8% جمعیت رسیده و به سرعت رشد می کند.

فاصله قومی و فرهنگی بین مهاجران و مردم کشور میزبان در اکثر زمینه‌ها کاهش نمی‌یابد و نمی تواند کاهش یابد. اولویت‌های زندگی جامعه بیگانه برای اکثر مسلمانان غیرقابل قبول هستند. آنها حاضرند با تمام توان خود از شیوه زندگی سنتی خود دفاع کنند. این امر باعث حاشیه‌نشینی آنها در جامعه اروپایی می‌شود. ولی خودشان از طریق رفتار خشن موقعیت پایین اجتماعی خود را جبران می کنند. در این رابطه می توان یادآوری کرد که طرفداران اسلام رادیکال در فرانسه به ویرانی کنیسه‌ها و قبرستان‌های یهودی پرداخته و بحث درباره حجاب در مدرسه را به جامعه تحمیل می کنند. در همین ردیف قتل یک کارگردان هلندی قرار دارد که درباره وضعیت زن در محیط مهاجران مسلمان در این کشور فیلم مستندی ساخته بود. از اینجا می توان نتیجه‌گیری‌های ناخوشایند سیاسی را به انجام رساند که برای سراسر جهان اهمیت دارند. با فروپاشی به اصلاح جهان سوسیالیستی، در میدان رویارویی عقیدتی و ژئوپلتیکی بین اتحاد شوروی توتالیتر و غرب دمکراتیک یک خلأ آشکار به وجود آمد. در دهساله‌های اخیر کارشناسان علوم سیاسی و روزنامه‌نگاران با علاقه زیادی درباره تک‌قطبی، دوقطبی یا چندقطبی شدن جهان بحث می‌کردند و همزمان نامزدهای مختلف جانشینی اتحاد شوروی فرو پاشیده را معرفی می‌کردند. من این طرز تفکر را غیرسازنده می‌دانم. ایالات متحده آمریکا، اروپای متحد یا چین هر چقدر نیرومند باشند، نه این غول‌های جهانی بلکه اسلام رادیکال چگونگی رویارویی جدید جهانی را تعیین خواهد کرد. ممکن است در جواب بگویند که تنها بخشی از مسلمانان که عمدتاً جوان هستند، از این اسلام پیروی می‌کنند در حالی که اکثر مسلمانان کاملاً صلح‌جو و بی‌آزار هستند. فعلاً واقعیت همین است ولی چطور می توان امیدوار بود که در آینده نیز چنین باشد؟

یک نگاه بدون پیشداوری به اوضاع جهانی نشان می دهد که جای خالی در میدان تنش ژئوپلتیکی به سرعت توسط اسلام‌گرایانی پر می‌شود که تعداد آنها مرتباً رشد می‌کند. جهان دوقطبی قرن بیستم که با رویارویی موشکهای هسته‌ای دو ابرقدرت توأم بود، جای خود را به رویارویی شدید در زمینه اندیشه‌ها و الگوی مربوطه توسعه اجتماعی و سیاسی می دهد. در این رابطه باید به این نکته توجه کرد که اسلام‌گرایی معاصر با نظریات توتالیتر قرن گذشته پیوند ذاتی دارد. طرفداران این جریان‌ها به طور برابر دمکراسی را نفی می‌کنند. و این بدان معناست که مبنای تشنجات عقیدتی تغییر نکرده است و تنها ترکیب نیروهای شرکت کننده در این مبارزه فرق می‌کند. اسلام رادیکال جای اتحاد شوروی را گرفته است. ولی روسیه خواه ناخواه و بر خلاف ادعاهای عده‌ای از اندیشمندان، باید در آن سوی جبهه مواضع بگیرد که همیشه غرب دمکراتیک بوده است. ما راه دیگری نداریم. مواضع ما در زمینه قفقاز، عراق و اسراییل باید اصولی و تغییرناپذیر باشد زیرا باید بین نظام اجتماعی دمکراتیک و اسلام‌گرایی رادیکال استبدادی انتخاب کنیم. این انتخاب به قدری مهم است که ما حق نداریم مردد باشیم.

دیر یا زود این اوضاع جهان در برابر سیاستمداران و ژنرالهای ما که هنوز نتوانسته‌اند تغییرات جهان را بفهمند، مسایل پیچیده جدیدی خواهد گذاشت. اسلام رادیکال که حریف ماست، نیروی فعال، جوان و پایبند به ایدئولوژی خود است که بر اصولگرایی دوران صدر اسلام متکی می‌شود. نباید این قدرت را دست کم گرفت.


نویسنده : لئونید واسیلیف


شنبه 27 مرداد ماه سال 1386
اسلام و ترور ۲

البته، نباید فکر کرد که دین اسلام به همین مسایل ختم می‌شود. اسلام به عنوان دین و شیوه زندگی از ویژگی‌های جالب زیادی برخوردار است، از جمله کمک به نیازمندان، منع شرب شراب، همیاری در چارچوب محله‌های بزرگ (که البته در این جمعیت‌های انسانی نظارت شدید بر رعایت موازین اسلام نیز اعمال می‌شود) و غیره. باید این واقعیات را ذکر کرد تا کسی فکر نکند که اسلام به فرقه‌های توتالیتری که در جهان امروز فراوان شده‌اند، شباهت دارد. اگر این طور بود، اسلام در طول قرن‌ها از نیروی جاذبه فراوانی برخوردار نمی شد و مردم زیادی داوطلبانه اسلام نمی‌آوردند. همچنین باید افزود که مسلمانان کمتر از دین خود دست می‌کشیدند.

جهان اسلام که وارث تمدن‌های باستانی زیادی است (و از جمله تمدن باستانی یونانی به صورت بیزانسی رایج در خاور میانه) ، تمدن نیرومندی به وجود آورد. مسلمانان در زمینه‌های مختلف علم و هنر به پیشرفت‌های زیادی دست یافتند. با توجه به اینکه عرب‌های کوچ‌نشین بی‌سواد بنیانگذار این تمدن بودند، این مهارت در اقتباس بهترین دستاوردهای دیگران شایان تحسین است. عرب‌هایی که به سرزمین اسپانیا رسیده و آنجا امارت قرطبه را تأسیس کردند، نسبت به همسایگان اروپایی خود برتری آشکاری داشتند. اندیشمندان اروپایی نظریات زیادی را از عرب‌ها اقتباس کردند. ولی این دوره طولی نپایید که اواخر قرن دهم و اوایل قرن یازدهم روند تضعیف و تجزیه خلافت عربی شروع شد. با این حال، امت اسلامی به توسعه خود ادامه داده و پیروان جدیدی را به دست می‌آورد. (به خصوص در آسیای صغیر، بالکان، هند، آسیای مرکزی، منطقه ولگا و قفقاز و حتی در مناطق دورافتاده‌ای چون اندونزی و مالزی و جنوب صحرای آفریقا). در قرون وسطای متأخر مسلمانان دو باره تحت سلطه عثمانی‌ها متحد شدند و خود را به عنوان نیروی عظیمی نشان دادند که اروپای قرون وسطی به سختی با آن مقابله می کرد.

رویارویی بین مسیحیان و مسلمانان در اروپا و در خاور میانه، موضوع خاصی است. امروزه محققان بحث می کنند که چه کسی اول از همه به روش‌های تروریستی متوسل شد. اول از همه مسلمانان بودند که در سالهای جنگهای صلیبی به روش‌های تروریستی متوسل شدند. در قرن 12 فرقه «نذاری» که شاخه‌ای از اسماعیلیون بود، در شمال ایران در قصر کوهستانی «آلاموت» دولت خاصی ایجادکرد که در داخل آن انضباط شدیدی حکمفرما بود و همه اعضای آن بی چون و چرا از شیخی که برابر با خدا محسوب می‌شد، اطاعت می کردند. در حالی که فرقه‌های دیگر به صورت آشکار با کفار مبارزه می کردند، این فرقه مریدان جوان متعصبی را تربیت می کرد که بایستی به دستور شیخ حاکم جان خود را فدا کنند. شیوخ این قصر، جوانانی را که تحت تأثیر حشیش بودند، به باغی با پری‌های زیبارو می‌‌بردند و به آنها تلقین می کردند که این بهشت است. فداییانی که به هوش می ‌آمدند، اطمینان داشتند که به بهشت رفته بودند و به امید بازگشت به بهشت حاضر بودند هر کاری بکنند. آنها همانند «شهدای» امروزی، به اردوگاه صلیبیون نفوذ کرده و فرماندهان آن را می‌کشتند و سپس خودشان با رغبت به سوی مرگ می‌رفتند. تنها در سال 1256 هولاکو خان مغول این فرقه و قصر آن را از بین برد.

این واقعیت تاریخی حاکی از آن است که در دوران قرون وسطی نیز آمادگی برای مرگ در راه خدا به امید احیا شدن در بهشت، در اندیشه‌های مسلمانان دوآتشه نقش قابل توجهی بازی می‌کرد. بدون شک، شهدای «حشیشی» فراموش نمی‌شدند. علت اینکه بعد از پایان جنگهای صلیبی این فعالیت‌های تروریستی طی مدت زیادی مشاهده نمی‌شد، فقط این است که از زمان قرون وسطای متأخر اوضاع تاریخی به ضرر جهان اسلام تغییر کرد.

از قرار معلوم، ظهور و اعتلای امپراطوری عثمانی باعث تضعیف قابل توجه دولت‌های عربی شد که آنها سنت‌های اسلامی به خصوص قوی بودند. بعضی از آنها به استانهای عادی دولت ترکی تبدیل شدند. کمی بعد از استانهایی که از نظر اقتصادی از کشورهای دیگر عقب مانده بودند، به مستعمرات ممالک اروپایی تبدیل شدند. البته مسلمانان دین خود را حفظ می کردند و جهان اسلام با وجود مستعمره شدن بعضی از کشورهای عضو آن، همچنان توسعه می‌یافت. ولی نیروی کافی برای هجوم به غرب در دست نبود. از دوران استعماری تمدن اسلامی همانند همسایگان شرقی دیگر آن، نتوانست با قدرت‌های اروپایی مقابله کند که از امتیازات قابل توجه اقتصادی و جنگی برخوردار بودند. کشورهای اسلامی طی مدت زیادی در حاشیه توسعه سریع نظام سرمایه‌داری به سر می بردند. تنها در نیمه دوم قرن 20 اوضاع تغییر کرد. روند استعمار زدایی تحت شعار اعاده استقلال به ملت‌های مظلوم و اعطای کمک به توسعه آنها برگزار شد. در شرایطی که جهان اسلام به موزائیکی از دولتهای کمتر توسعه یافته تبدیل شد، روند احیای سریع اسلام شروع شد که در زمان اخیر به ویژه محسوس و مشهود شده است.

دلار نفتی به این روند تحرک بخشید. کشورهای اسلامی که صاحب ذخایر عظیم ارزنده‌ترین مواد سوختی جهان شدند، از این پول برای پیروزی اسلام در جهان استفاده کردند. البته این بدان معنی نیست که تمام پولی که به صورت فزاینده در اختیار جهان اسلام قرار گرفت، مستقیماً برای اجرای اعمال تروریستی به کار گرفته شد. مسأله این است که دولت‌ها و مالکان بزرگ به حکم سنت دیرینه و نیز برای تقویت نفوذ خود در میان اقشار فقیر جامعه مجبور شده و می‌شوند بخشی از درآمدهای عظیم خود را به کسانی واگذار کنند که به مبارزه با «غرب ضداخلاقی» پرداخته و به اعمال تروریستی هم متوسل می‌شوند. سازمانها و بنیادهای خیریه اسلامی که گاهی جعلی هستند، کانال مناسبی برای این کار شده‌اند.

این تحولات طی مدت زیادی کمتر مورد توجه قرار می‌گرفتند زیرا جنگ سرد بین غرب و اتحاد شوروی تحولات جهان اسلام را کم‌رنگ می کرد. در شرایطی که دو قطب جهانی همدیگر را با سلاح‌های هسته‌ای تهدید میکردند، تصادفی نیست که کشورهای اسلامی که «کشورهای در حال توسعه» محسوب می‌شدند، بازیگران اساسی صحنه جهانی نبودند. دو قطب جنگ سرد گاهی در این کشورها دنبال متحدان و هواداران می‌گشتند و به آغاز روند رادیکال شدن اسلام توجه چندانی نمی‌کردند. ولی در جهان اسلام، مخالفت سنتی با غیرمسلمانان و شیوه زندگی و نظام دولتی مغایر با قرآن باعث شکل گیری اصولگرایی و اسلام‌گرایی شد که در چارچوب این پدیده‌ها دعوت به بازگشت به سنت‌های دوران خوب قدیمی به عمل آمد که مسلمانان با دشمن اسلام مطابق با روح قرآن و رهنمودهای پیغمبر رفتار می‌کردند و حتی جان خود را فدا می نمودند.

تحولات جهانی در دوران بعد از پایان جنگ جهانی دوم به این روند شدت بخشیدند. جهان اسلام با مسأله بزرگ اسراییل روبرو شد که همین عامل باعث اتحاد کشورهای اسلامی و به خصوص عربی شد. رویارویی با اسراییل موجب رشد توان جنگجویانه سیاسی و نظامی علیه یهودیانی که بخشی از فلسطین را تصاحب کردند و نیز علیه غرب که به یهودیان اجازه داد این کار را بکنند، گردید. عرب‌های فلسطینی که در طول دهها سال از نیروهای ماهر و به خوبی مسلح اسراییلی چند شکست تحقیرآمیز خوردند، تروریسم را به مجموعه روش‌های مبارزه خود اضافه کردند. یاسر عرفات که این کار را کرد، به یک نتیجه مهم دست یافت. اعمال تروریستی ضد انسانی تا حدی تکان دهنده بودند که تمام جهان به مسأله فلسطین که تا آن زمان کمتر مورد توجه قرار گرفته بود، دقت کرد. روش‌های تروریستی متنوع‌تر و بازتاب بین المللی بلندتر می‌شد. ولی جای تأسف است که تاکتیک تروریستی فلسطینی‌ها که هدف ایجاد دولت مستقل خود را دنبال می کردند، توسط نیروهای تندرو دیگری به کار گرفته شد که هدف اسلام‌سازی تمام جهان را دنبال می کنند.

ایران شیعه، یکی از بزرگترین کشورهای اسلامی است که موفقیت ضربات تروریست‌های فلسطینی به «غرب فاسد» بر اوضاع این کشور اثر قابل توجهی گذاشت. در مذهب شیعه رئیس دولت (خلیفه عربی یا سلطان ترکی) به عنوان شخصیت عالی مذهبی تلقی نمی‌شد. از نظر شیعیان تنها اهل بیت محمد (ص) از بالاترین اعتبار دینی برخوردارند. در مجموع 12 نفر خلف مستقیم پیغمبر بودند که آخرین آنها در قرن 9 به صورت مرموز غایب شد و وارثی از خود باقی نگذاشت (شیعیان معتقدند که او زنده است زیرا جسد او پیدا نشد). ایمان جا افتاده به اینکه مهدی امام دوازدهم بالاخره ظاهر خواهد شد، باعث شد که در دولتهای شیعه و به خصوص در ایران شاه از مصونیت قدسی برخوردار نباشد. به همین دلیل در جریان رویدادهای خروشان اواخر سالهای1970 قدرت شاه نتوانست بر اعتبار دین متکی شود. در جریان روند نوسازی و صنعتی کردن کشور که شاه دنبال میکرد، سطح زندگی اقشار وسیع مردم ایران تنزل یافت که روحانیون شیعه به ریاست آیت‌الله‌های بانفوذ از این وضع استفاده کردند. آیت‌الله خمینی زیر شعار اصول‌گرایی ضدغربی انقلاب «سبز» اسلامی را به عمل آورد که به بیرون راندن شاه و احیای احکام اسلام ناب انجامید. البته، رهبران روحانی فعلی ایران کمتر به اعمال تروریستی متوسل می‌شوند ولی آنها به طور فعال از گرایش احیای ارزش‌های اصولگرایانه در جهان اسلام حمایت می کنند که در چارچوب آن اعمال فشار بر غیرمؤمنان هم مجاز محسوب می‌شود. ایران به همین دلیل سعی می‌کند بر فناوری ساخت سلاح‌های هسته‌ای مسلط شود. با عنایت به این واقعیت باید اعتراف کرد که اصولگرایی ایرانی از تروریسم فلسطینی‌ها و نیز نمایندگان مصر، پاکستان و ترکیه، خطرناک‌تر است.

ضمن اشاره به این کشورها که کمابیش مرفه هستند و تا حدودی به راه توسعه دمکراتیک علاقه‌مندند و ریاست آنها با گروه‌های تروریستی مبارزه می کند (ولو اینکه گاهی به موفقیت چندانی نمی‌رسند)، نباید فراموش کرد که جنگ غیرمعقولانه اتحاد شوروی در افغانستان نیز در زمینه تحریک این پدیده کار زیادی انجام داده بود. در نتیجه آن جنگ رژیم طالبان به وجود آمد. طالبان در زمان اشغال شوروی نوجوانانی بودند که والدین خود را از دست داده بودند. مدارس اسلامی پاکستان آنها را قبول می کردند و در جو اصولگرایی مذهبی که در آن زمان تقویت و رادیکال‌تر می‌شد، تربیت می کردند. زمانی که نیروهای شوروی از این شکست تسخیر نشده خارج شدند، همان طلاب مدارس دینی پاکستان که طی ده سال تحصیل کرده بودند، به قدرت رسیدند. آنها در کشور فقیر و عقب مانده افغانستان رژیم ترور نسبت به مردم خود را برقرارکردند زیرا به عقیده آنها، افغانی‌ها در زمان جنگ و رژیم کمونیستی به خود اجازه داده بودند بیش از حد از اسلام ناب منحرف شوند. تصادفی نیست که تروریست‌ها از سراسر جهان در افغانستان که به مرکز افراط اسلامی تبدیل شده بود، جمع شده و آنجا امکان دایر کردن اردوگاه‌ها و مراکز مختلف آموزشی را به دست آوردند. اسامه بن لادن، رهبر شناخته شده جهانی اسلام رادیکال نیز در این کشور مستقر شد. در اینجا باید افزود که نه تنها مکتب رادیکال شیعه بلکه وهابیت نیز پایه نظری ترور اسلامی زمان اخیر شده است. وهابیت، یک شاخه خاص اسلام سنی است که اواسط قرن 18 اساس جنبش ضدعثمانی عربستان را تشکیل داده بود. وهابیت که موسیقی، مشروبات الکلی، قهوه و دخانیات (و نیز پرستش قدیسان که با روح قرآن سازگار نیست) را محکوم می کند، در عربستان سعودی آل سعود را به قدرت رساند و در عصر حاضر تا اندازه زیادی با اصولگرایی «کلاسیک» همگون شد. البته عربستان سعودی که از محل فروش نفت ثروتمند شده است، به حمایت آشکار از تروریسم علاقه‌مند نیست ولی این بدان معنی نیست که دلار نفتی این کشور به دست افراطیون نمی‌افتد که تحقیقات در عمل تروریستی 11 سپتامبر 2001 این واقعیت را به اثبات رسانده است.


یکشنبه 22 بهمن ماه سال 1385
آیا این حدیث از پیامبر اسلام حقیقت دارد...
رنج هووداری

آفریدگار رنج هووداری را بر بانوان و جهاد را بر مردان نگاشته است . هر زنی از روی ایمان و در انتظار پاداش پروردگار [ نه از سر ضعف ] بر رنج هووداری شکیبایی ورزد ، پاداش شهید را دارد1 .
1 . جامع الصغیر 1/271 ؛ کشف الخفاء 1/236 ؛ کنزالعمال 16/407 ؛ فتح الباری 9/266 ؛ معجم الکبیر ( طبرانی )10/88 ؛ مجمع الزوائد 4/320

پنجشنبه 12 بهمن ماه سال 1385
تغییر تاریخ valentines day  در ایران

باز هم ایرانی از کوچکترین فرصتها بهترین استفاده را میکند:

چند سالی است که به علت ممنوع بودن روابط دختر و پسر در ایران جوانان از شب عاشورا،یعنی شام غریبان بهترین بهره را برده و در این شب به ابراز احساسات و عشق بازی می پردازند و در میادین شهرها، شمع روشن کرده و با گرفتن دستهای یکدیگر شعرهای عاشقانه سر میدهند.

از آن هم بگذریم که حتی روشن کردن شمع هم سنتی است به جای مانده از آیین میترایی ایران باستان.

حال با این زیرکی جوانان ایران زمین valentines day  ،حالت ایرانی-عربی-میترایی-مذهبی گرفت و به شب روز عاشورا تغییر تاریخ یافت.

     

 


شنبه 13 آبان ماه سال 1385
از دکتر سروش هم بخوانیم

 

 

 

دکتر عبدالکریم سروش با مروری اجمالی بر کارنامه روشنفکری دینی در ایران اظهار داشت: از همان ابتدای انقلاب ندای فقه پویا در ایران بلند شد، گرچه این دعوت مبنای تئوریک قوی نداشت اما فریادی از سر درد بود تا از «اجتهاد در فروع» بگذریم و به «اجتهاد در اصول» بپردازیم.

سروش تصریح کرد: در جامعه ما مدرنیته از در و دیوار می‌‏بارد اما هنوز در معابر به سنتی‌‏ترین شکل از صبر و قضا و قدر می‌‏گویند. در مقابل دوستان توجه داشته باشند نمی‌‏توان از کسی که نگاه سنتی ندارند، توقع داشت آداب سنتی را به جا آورند. روشنفکری دینی باید درک تازه خود را از تاریخ دین، امامت و نبوت بیان کند. مادامی که دین اسطوره‌‏زدایی نشده است، مشکل پابرجاست لذا باید خطبه‌‏ها، سخنرانی‌‏ها و مجالس ما حال و هوای دیگری داشته باشد

سروش تاکید کرد که «بصیرت در نظر»، «شجاعت در عمل» می‌‏آورد.

سروش در توضیح دین حداقلی، خاطرنشان کرد: یکی دیگر از درس‌‏هایی که روشنفکران دینی به ما آموختند، این است که دیگر نباید برای استخراج مدرنیته سراغ متون دینی برویم. این نکته یکی از چاله‌‏هایی بود که کثیری از روشنفکران در آن فرو رفتند اما به وسیله خرد و انصاف روشنفکران دینی از این دام هم بیرون جهیدند تا دیگر آن همه وقت و انرژی که مصروف استخراج علم و فلسفه و سیاست مدرن از متون دینی شده بود، منتفی شود. فهم همین مهم توسط روشنفکران دینی، عیدی بزرگ برای آنان محسوب می‌‏شود. در تاریخ اروپا هم می‌‏گویند وقتی متفکرین مغرب زمین به این نتیجه رسیدند که فلسفه از دین بیرون نمی‌‏آید، قرون وسطی به پایان رسید. در تاریخ روشنفکری دینی باید قرون وسطای این جریان هم به پایان رسیده است.


این روشنفکر دینی، حریت جریان روشنفکری دینی را در نحوه ارتزاق آنان دانست و تاکید کرد: بدون استثنا سقف معیشت روشنفکران دینی بر ستون شریعت تکیه ندارند اما روحانیون چه بپسندند و چه نپسندند، عنصری روحانی تلقی می‌‏شوند که از راه دین ارتزاق می‌‏کنند البته من برای این سخن هزینه‌‏های زیادی داده‌‏ام اما این یک واقعیت است زیرا روحانیت به تقوا و علم تعریف نمی‌‏شود، چرا که در بین روحانیون، هم افراد کم‌‏تقوا وجود دارند و هم افراد کم‌‏علم.

 


یکشنبه 30 مهر ماه سال 1385
برای نرفتن زیر سلطه هیچ زورگویی بخوان،بخوان و بخوان(د.شریعتی)

خیلی دنبال این کتاب گشتم تا تونستم پیدا کنم و بخونمش.

اسمش بیست و سه سال هجرت هست.

حرفهای جالبی راجب رسالت و هجرت پیامبر اسلام نوشته حالا هم دیدیم تو یکی از وبلاگها هم این کتاب در دسترسه.خوشحال شدم تا بتونم اونو تو وبلاگ خودمون بزارم تا دوستان بدون هیچ تعصبی اونو بخونن

http://www.box.net/public/i7piiijgb3


عناوین آخرین یادداشت ها
خوش آمدید
ما می اندیشیم پس هستیم.
برای ما خاموش ماندن بسی دشوار است.
هر انسانی حق دارد برای حفظ زندگی خود آن را به خطر اندازد.
آشنایی باحامد و محمد...
تیر 1387
ش ی د س چ پ ج
1 2 3 4 5 6 7
8 9 10 11 12 13 14
15 16 17 18 19 20 21
22 23 24 25 26 27 28
29 30 31        
آرشیو
موضوع بندی
عضویت کاربران بلاگ اسکای
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 31511
www.hadikazemiweb.blogfa.com www.hadikazemiweb.blogfa.com