...زندگی در ویرانه ترین آبادی...
templates for Your weblog List of Iranian Top weblogs

خودتان سایت بسازید Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
چهارشنبه 31 مرداد ماه سال 1386
کجائید ایرانیان سرافراز....
راستی به بدبختی کشیدن مردم.دو رویی و دروغ . باج دادن به بیگانگان در خفا. انحصاری کردن همه چی. تحریم شدن علمی و اقتصادی ایرانمان.آدم حساب نکردن ایرانی(مسلمان) در کشورهای دیگه و......... شرمندگی میاره آقا!!!
با غلدری و یک دندگی کردن در رو و موش شدن در پشت پرده ها نمیشه دوام آورد. امیدوارم بیدار شوید تا باهم حقمان را از حاکم بگیریم نه مث الان از همدیگه(اونچه که خواسته سردمدارانه تا کسی در خونه اونا رو نزنه و مردم به جون هم بیفتند...)
گاهی اینقدر به انفجار میرسم که حرفم به سکوت و بغضی تبدیل میشه در سینه و گلو....
از شما هم التماس دعا دارم یک هفته خوندن اخبار (همه منابع داخلی) و فکر در مورد چی بودیم و چی شدیم و ما را به کجا دارند میبرند..(به هر آن کجا که دیگر نبرند نام ایران...)باعث شد تا امروز اکو فلب بشم و فردا صبح هم بخش ccu بخوابم تا تستی گرفته بشه.......
حاضرم فردا از بیمارستان نیام بیرون ولی این وضع ایرانمون نباشه.(بغض)

چهارشنبه 31 مرداد ماه سال 1386
نمک خورهای نمکدان شکن!

سلام امروز با وبلاگی آشنا شدم که با سوء استفاده از نام آقای خاتمی بیننده ها را به وبلاگ خود می آورد و با مطالب مسخره و سطحی سعی در خراب کردن  محبوبترین چهره سیاسی حال حاصر ایران را دارد.(با توجه به آمار و ارقام در انتحابات و نظرسنچی ها)

متن و جوابیه ها رو در ذیل می آورم...خودتون قضاوت کنید:

شنبه 6 مرداد ماه سال 1386

شکست جشن سیاسی اصلاح طلبان یزدی درپوشش جشن میلاد امام جوادعلیه السلام  
  
   به گزارش خبرنگار بازتاب برنا یک هفته است تبلیغات سنگین و بی سابقه ای از سوی گروههای اصلاح طلب برای حضور سید محمد خاتمی در شهر یزد و شرکت در مراسم جشن میلاد صورت گرفته است! ارسال پیام های دعوت به تلفن همراه غالب مشترکین استان یزد، نصب بیلبوردهای بزرگ تبلیغی و پارچه های بزرگ در حساس ترین نقاط شهر، پخش اطلاعیه در نمازجمعه یزد و دعوت گسترده مردم و اعلام میزبانی یار دیرین امام(ره) یعنی امام جمعه، با صحنه گردانی عملی سفید استاندار سابق و عضو ارشد مشارکت استان یزد و با تشکیل ستاد استقبال مردمی(!) انجام گردید. این حجم وسیع تبلیغات که با هزینه های میلیاردی و با مرکزیت محل مراسم یعنی مسجد حظیره و آن هم بعد از نماز مغرب و عشاء که غالب مردم فراغت دارند و از هوای گرم خبری نیست، نتوانست حتی یک درصد مردم شهر یزد را به سوی خود بکشاند(!؟)....

---سلام آقای خبرنگار
شماها همه ترسو هستید.اگه راست میگی نتایج نظرسنجی رو باز کن. راستی در مورد آمدن آقای خاتمی من خودم اونجا بودم.خیلی هم مراسم خوبی برگزار شد و همین کمتر از ۱٪ از تعدادی که واسه آقای احمدی نژاد رفته بودن بیشتر بود. فکر میکنی چرا امار بازدید از وبلاگت خوبه چون به اسم آقای خاتمی است و از اون داری استفاده میکنی. آقای خبرنگار من با کل نظام مخالفم ولی یادت باشه شخصیت و شعور افراد قابل تشخیصه... در ضمن دستی که اگه هم داده شده از روی احترام بوده هنوز خیلی بحثش کمتر از دیدن هاله نوره و یا روبوسی آقای رئیس جمهور فعلی با معلمشون اونم در خود ایران.به بهانه تشکر!!!
حیف.............. نمیدونم به چی دل خوش کردی

پاسخ:پاسخ:
سلام بر شما و ادب بی نهایت زیادتان
عزیز دل برادر
اگر با کل نظام مخالفی پس حتما با نظام آمریکا یا اسراییل مخالفی بنا به قاعده یعرف الاشیا باضدادها. ممنون که بازدید از وبلاگ من را خوب دانستی. می توانی ببینی چرا افراد به وبلاگ من آمده اند از روی سایت وبگذر که شمارنده وبلاگم از انجاست می توان دلیل آمدن افراد به وبلاگ را دید. متاسفانه خدای شما (خاتمی) نتوانست شهوتش را کنترل کند و با چهار زن ایتالیایی و چند زن ایرانی دیپلماسی لامسه ای به کار برد و شماها را شرمنده کرد.
عزیز دل برادری

جوابیه اینجانب:

سلام
برای شما دست دادن جزئی از شهوت به حساب میاد.شماها هستید که احتمالا در مسائل کاملا کاری و فرهنگی-سیاسی اگه زنی نامحرم را ببینید شب به غسل احتیاج پیدا می کنید. خدای من خدایی است که در قرآن حجاب را واجب میکند به شرط آنکه منظور حجاب وقار و شخصیت باشد. با این حرفهایی که میزنی بیشتر به .... شک میکنم.بابا فکر کن ببین اگه بحث شهوت بود که آقای خاتمی فقط اراده میکرد .......
کاری نداره اسم خاتمی رو چند روزی بردار و شخص کوته قد و کوته درک خودتون رو بذار و آمار رو بنگر. بدون فعلا منجی این ویرانه ترین آبادی آقای خاتمی است که روشنفکری دینی است و باسواد با شعور فرهنگی-اجرایی.
خبرنگار تو اول ایرانی بودی بعد مسلمان. اگه تاریخ پر افتخار ایرانیان قبل از اسلام نبود که دیگه هیچی نداشتیم.
ملی گرایی کو پس؟؟من به مسلمان بودن و با خدا بودنم می بالم چون شخصا بهش رسیدم که زندگی معنوی و ماورای طبیعه گاهی اصلی تر از زندگی روزمره میشه. ولی مشکل. منادیان و مجریان اسلام هستند که این دین کامل را خدشه دار و خشن کردند.
هرچیز جای خود رو داره و بدون لازم نیست واسه این که کشوری مستقل باشیم دروازه های کشور را به روی دنیا ببندیم بلکه باید سنت هامون رو حفظ کنیم.
آقایان چون میخوان همه چی رو داشته باشن همه چی رو از ما و خودشون گرفتن و حالا هم به امید جد آقا دارن راه میرن....!!!
خلاصه بگم وضع خیلی خرابه....
چیکار داری من چه دینی دارم!دین جای خود رو داره و حرف حق..سیاست.حکومت و... هم جای خود.اگه غیر از این باشه آزادی و اختیار را نفی می کنیم.تو که نمیخوای بگی یه سرسپرده محضی؟؟

من منتظر نظر این دو.....ست عزیز هستم.به هر حال بحث و صحبت آدمی رو میسازه و پخته تر میکنه.


سه شنبه 30 مرداد ماه سال 1386
معلومه دیگه<< حرف حساب جواب نداره!>>
سلام به همه خوانندگان عزیز
متاسفانه بعضی شآن خودشون رو حفظ نمی کنند.خطاب به دوست محترمی که در پست قبلی نظر داده بودند البته با فحش! باید بگم این مقاله نوشته شخص من نیست و به اعتقاد من باید این مقالات انعکاس بشه تا اگه واقعا اسلام حفی برای گفتن داره با نوشتن مقاله ای جواب گمراهان را بدهد نه با فحش و تعصبات الکی و حرفهای بی پایه و اساس.
در ضمن مطلبی که باهم خواندیم از سایت پایگاه فرهنگی ایران و روسیه گرفته شده که یکی از سایت پر بیننده به حساب می آید و وابسته به نظام می باشد.
انسان آزاده تا همه چی رو مطالعه کنه و اصلا باید همه جوانب رو در نظر بگیره و بهترین راه رو انتخاب کنه.نه اینکه کورکورانه تصمیمی که واسش گرفتن رو اجرا کنه.
ما به ایرانیان مسلمان معتقد ایمان داریم که می توانند با منابع گوناگون اعتقادات خود را ثابت کنند و اصلا نیازی به فیلترینگ و فحش و سانسور در برابر منتقدان ندارند.....!!!!
بایستید و حرفتون رو محکم بزنید شجاعانه و آزادانه ........ اگر به حرف خود ایمان دارید.

باتوجه به فحش رکیکی که داده شده بود و این خلاف قانون وبلاگ ساکنین ویرانه ترین آبادی می باشد نظر حذف گردید. فقط در مورد اینکه گفته بودن خدا بعضی ها رو کور و کر کرده باید بگم خود خدا بهتر میدونه........... شاید که تازه هوشیار و بیدار شدیم و میخواهیم به آنچه عمل میکنیم ایمان کامل داشته باشیم.

شنبه 27 مرداد ماه سال 1386
اسلام و ترور ۳

باید به یک کانون دیگر رادیکال شدن اسلام معاصر یعنی جمعیت مسلمان اروپای غربی، توجه کرد. کشورهای اروپایی بعد از جنگ جهانی دوم اجازه مهاجرت ساکنان مستعمرات سابق خود را دادند که بسیاری از خانواده‌های مسلمان از این فرصت استفاده کردند. و حالا در همه کشورهای اروپا جمعیت‌های بزرگ اسلامی وجود دارند. این امر تصادفی نیست زیرا مرد مسلمان که با زن و بچه وارد کشور اروپایی می‌شود، می‌تواند بعداً از میهن خود سه زن دیگر بیاورد. این زنان بر خلاف زنان اروپایی از وسایل پیشگیری از حاملگی اطلاعی ندارند و نمی خواهند داشته باشند و طبق باورهای سنتی به اندازه‌ای که خدا داده باشد، بچه به دنیا می‌آورند. در نتیجه این وضعیت، میزان جمعیت مسلمان در کشورهای اروپایی به 10-8% جمعیت رسیده و به سرعت رشد می کند.

فاصله قومی و فرهنگی بین مهاجران و مردم کشور میزبان در اکثر زمینه‌ها کاهش نمی‌یابد و نمی تواند کاهش یابد. اولویت‌های زندگی جامعه بیگانه برای اکثر مسلمانان غیرقابل قبول هستند. آنها حاضرند با تمام توان خود از شیوه زندگی سنتی خود دفاع کنند. این امر باعث حاشیه‌نشینی آنها در جامعه اروپایی می‌شود. ولی خودشان از طریق رفتار خشن موقعیت پایین اجتماعی خود را جبران می کنند. در این رابطه می توان یادآوری کرد که طرفداران اسلام رادیکال در فرانسه به ویرانی کنیسه‌ها و قبرستان‌های یهودی پرداخته و بحث درباره حجاب در مدرسه را به جامعه تحمیل می کنند. در همین ردیف قتل یک کارگردان هلندی قرار دارد که درباره وضعیت زن در محیط مهاجران مسلمان در این کشور فیلم مستندی ساخته بود. از اینجا می توان نتیجه‌گیری‌های ناخوشایند سیاسی را به انجام رساند که برای سراسر جهان اهمیت دارند. با فروپاشی به اصلاح جهان سوسیالیستی، در میدان رویارویی عقیدتی و ژئوپلتیکی بین اتحاد شوروی توتالیتر و غرب دمکراتیک یک خلأ آشکار به وجود آمد. در دهساله‌های اخیر کارشناسان علوم سیاسی و روزنامه‌نگاران با علاقه زیادی درباره تک‌قطبی، دوقطبی یا چندقطبی شدن جهان بحث می‌کردند و همزمان نامزدهای مختلف جانشینی اتحاد شوروی فرو پاشیده را معرفی می‌کردند. من این طرز تفکر را غیرسازنده می‌دانم. ایالات متحده آمریکا، اروپای متحد یا چین هر چقدر نیرومند باشند، نه این غول‌های جهانی بلکه اسلام رادیکال چگونگی رویارویی جدید جهانی را تعیین خواهد کرد. ممکن است در جواب بگویند که تنها بخشی از مسلمانان که عمدتاً جوان هستند، از این اسلام پیروی می‌کنند در حالی که اکثر مسلمانان کاملاً صلح‌جو و بی‌آزار هستند. فعلاً واقعیت همین است ولی چطور می توان امیدوار بود که در آینده نیز چنین باشد؟

یک نگاه بدون پیشداوری به اوضاع جهانی نشان می دهد که جای خالی در میدان تنش ژئوپلتیکی به سرعت توسط اسلام‌گرایانی پر می‌شود که تعداد آنها مرتباً رشد می‌کند. جهان دوقطبی قرن بیستم که با رویارویی موشکهای هسته‌ای دو ابرقدرت توأم بود، جای خود را به رویارویی شدید در زمینه اندیشه‌ها و الگوی مربوطه توسعه اجتماعی و سیاسی می دهد. در این رابطه باید به این نکته توجه کرد که اسلام‌گرایی معاصر با نظریات توتالیتر قرن گذشته پیوند ذاتی دارد. طرفداران این جریان‌ها به طور برابر دمکراسی را نفی می‌کنند. و این بدان معناست که مبنای تشنجات عقیدتی تغییر نکرده است و تنها ترکیب نیروهای شرکت کننده در این مبارزه فرق می‌کند. اسلام رادیکال جای اتحاد شوروی را گرفته است. ولی روسیه خواه ناخواه و بر خلاف ادعاهای عده‌ای از اندیشمندان، باید در آن سوی جبهه مواضع بگیرد که همیشه غرب دمکراتیک بوده است. ما راه دیگری نداریم. مواضع ما در زمینه قفقاز، عراق و اسراییل باید اصولی و تغییرناپذیر باشد زیرا باید بین نظام اجتماعی دمکراتیک و اسلام‌گرایی رادیکال استبدادی انتخاب کنیم. این انتخاب به قدری مهم است که ما حق نداریم مردد باشیم.

دیر یا زود این اوضاع جهان در برابر سیاستمداران و ژنرالهای ما که هنوز نتوانسته‌اند تغییرات جهان را بفهمند، مسایل پیچیده جدیدی خواهد گذاشت. اسلام رادیکال که حریف ماست، نیروی فعال، جوان و پایبند به ایدئولوژی خود است که بر اصولگرایی دوران صدر اسلام متکی می‌شود. نباید این قدرت را دست کم گرفت.


نویسنده : لئونید واسیلیف


شنبه 27 مرداد ماه سال 1386
اسلام و ترور ۲

البته، نباید فکر کرد که دین اسلام به همین مسایل ختم می‌شود. اسلام به عنوان دین و شیوه زندگی از ویژگی‌های جالب زیادی برخوردار است، از جمله کمک به نیازمندان، منع شرب شراب، همیاری در چارچوب محله‌های بزرگ (که البته در این جمعیت‌های انسانی نظارت شدید بر رعایت موازین اسلام نیز اعمال می‌شود) و غیره. باید این واقعیات را ذکر کرد تا کسی فکر نکند که اسلام به فرقه‌های توتالیتری که در جهان امروز فراوان شده‌اند، شباهت دارد. اگر این طور بود، اسلام در طول قرن‌ها از نیروی جاذبه فراوانی برخوردار نمی شد و مردم زیادی داوطلبانه اسلام نمی‌آوردند. همچنین باید افزود که مسلمانان کمتر از دین خود دست می‌کشیدند.

جهان اسلام که وارث تمدن‌های باستانی زیادی است (و از جمله تمدن باستانی یونانی به صورت بیزانسی رایج در خاور میانه) ، تمدن نیرومندی به وجود آورد. مسلمانان در زمینه‌های مختلف علم و هنر به پیشرفت‌های زیادی دست یافتند. با توجه به اینکه عرب‌های کوچ‌نشین بی‌سواد بنیانگذار این تمدن بودند، این مهارت در اقتباس بهترین دستاوردهای دیگران شایان تحسین است. عرب‌هایی که به سرزمین اسپانیا رسیده و آنجا امارت قرطبه را تأسیس کردند، نسبت به همسایگان اروپایی خود برتری آشکاری داشتند. اندیشمندان اروپایی نظریات زیادی را از عرب‌ها اقتباس کردند. ولی این دوره طولی نپایید که اواخر قرن دهم و اوایل قرن یازدهم روند تضعیف و تجزیه خلافت عربی شروع شد. با این حال، امت اسلامی به توسعه خود ادامه داده و پیروان جدیدی را به دست می‌آورد. (به خصوص در آسیای صغیر، بالکان، هند، آسیای مرکزی، منطقه ولگا و قفقاز و حتی در مناطق دورافتاده‌ای چون اندونزی و مالزی و جنوب صحرای آفریقا). در قرون وسطای متأخر مسلمانان دو باره تحت سلطه عثمانی‌ها متحد شدند و خود را به عنوان نیروی عظیمی نشان دادند که اروپای قرون وسطی به سختی با آن مقابله می کرد.

رویارویی بین مسیحیان و مسلمانان در اروپا و در خاور میانه، موضوع خاصی است. امروزه محققان بحث می کنند که چه کسی اول از همه به روش‌های تروریستی متوسل شد. اول از همه مسلمانان بودند که در سالهای جنگهای صلیبی به روش‌های تروریستی متوسل شدند. در قرن 12 فرقه «نذاری» که شاخه‌ای از اسماعیلیون بود، در شمال ایران در قصر کوهستانی «آلاموت» دولت خاصی ایجادکرد که در داخل آن انضباط شدیدی حکمفرما بود و همه اعضای آن بی چون و چرا از شیخی که برابر با خدا محسوب می‌شد، اطاعت می کردند. در حالی که فرقه‌های دیگر به صورت آشکار با کفار مبارزه می کردند، این فرقه مریدان جوان متعصبی را تربیت می کرد که بایستی به دستور شیخ حاکم جان خود را فدا کنند. شیوخ این قصر، جوانانی را که تحت تأثیر حشیش بودند، به باغی با پری‌های زیبارو می‌‌بردند و به آنها تلقین می کردند که این بهشت است. فداییانی که به هوش می ‌آمدند، اطمینان داشتند که به بهشت رفته بودند و به امید بازگشت به بهشت حاضر بودند هر کاری بکنند. آنها همانند «شهدای» امروزی، به اردوگاه صلیبیون نفوذ کرده و فرماندهان آن را می‌کشتند و سپس خودشان با رغبت به سوی مرگ می‌رفتند. تنها در سال 1256 هولاکو خان مغول این فرقه و قصر آن را از بین برد.

این واقعیت تاریخی حاکی از آن است که در دوران قرون وسطی نیز آمادگی برای مرگ در راه خدا به امید احیا شدن در بهشت، در اندیشه‌های مسلمانان دوآتشه نقش قابل توجهی بازی می‌کرد. بدون شک، شهدای «حشیشی» فراموش نمی‌شدند. علت اینکه بعد از پایان جنگهای صلیبی این فعالیت‌های تروریستی طی مدت زیادی مشاهده نمی‌شد، فقط این است که از زمان قرون وسطای متأخر اوضاع تاریخی به ضرر جهان اسلام تغییر کرد.

از قرار معلوم، ظهور و اعتلای امپراطوری عثمانی باعث تضعیف قابل توجه دولت‌های عربی شد که آنها سنت‌های اسلامی به خصوص قوی بودند. بعضی از آنها به استانهای عادی دولت ترکی تبدیل شدند. کمی بعد از استانهایی که از نظر اقتصادی از کشورهای دیگر عقب مانده بودند، به مستعمرات ممالک اروپایی تبدیل شدند. البته مسلمانان دین خود را حفظ می کردند و جهان اسلام با وجود مستعمره شدن بعضی از کشورهای عضو آن، همچنان توسعه می‌یافت. ولی نیروی کافی برای هجوم به غرب در دست نبود. از دوران استعماری تمدن اسلامی همانند همسایگان شرقی دیگر آن، نتوانست با قدرت‌های اروپایی مقابله کند که از امتیازات قابل توجه اقتصادی و جنگی برخوردار بودند. کشورهای اسلامی طی مدت زیادی در حاشیه توسعه سریع نظام سرمایه‌داری به سر می بردند. تنها در نیمه دوم قرن 20 اوضاع تغییر کرد. روند استعمار زدایی تحت شعار اعاده استقلال به ملت‌های مظلوم و اعطای کمک به توسعه آنها برگزار شد. در شرایطی که جهان اسلام به موزائیکی از دولتهای کمتر توسعه یافته تبدیل شد، روند احیای سریع اسلام شروع شد که در زمان اخیر به ویژه محسوس و مشهود شده است.

دلار نفتی به این روند تحرک بخشید. کشورهای اسلامی که صاحب ذخایر عظیم ارزنده‌ترین مواد سوختی جهان شدند، از این پول برای پیروزی اسلام در جهان استفاده کردند. البته این بدان معنی نیست که تمام پولی که به صورت فزاینده در اختیار جهان اسلام قرار گرفت، مستقیماً برای اجرای اعمال تروریستی به کار گرفته شد. مسأله این است که دولت‌ها و مالکان بزرگ به حکم سنت دیرینه و نیز برای تقویت نفوذ خود در میان اقشار فقیر جامعه مجبور شده و می‌شوند بخشی از درآمدهای عظیم خود را به کسانی واگذار کنند که به مبارزه با «غرب ضداخلاقی» پرداخته و به اعمال تروریستی هم متوسل می‌شوند. سازمانها و بنیادهای خیریه اسلامی که گاهی جعلی هستند، کانال مناسبی برای این کار شده‌اند.

این تحولات طی مدت زیادی کمتر مورد توجه قرار می‌گرفتند زیرا جنگ سرد بین غرب و اتحاد شوروی تحولات جهان اسلام را کم‌رنگ می کرد. در شرایطی که دو قطب جهانی همدیگر را با سلاح‌های هسته‌ای تهدید میکردند، تصادفی نیست که کشورهای اسلامی که «کشورهای در حال توسعه» محسوب می‌شدند، بازیگران اساسی صحنه جهانی نبودند. دو قطب جنگ سرد گاهی در این کشورها دنبال متحدان و هواداران می‌گشتند و به آغاز روند رادیکال شدن اسلام توجه چندانی نمی‌کردند. ولی در جهان اسلام، مخالفت سنتی با غیرمسلمانان و شیوه زندگی و نظام دولتی مغایر با قرآن باعث شکل گیری اصولگرایی و اسلام‌گرایی شد که در چارچوب این پدیده‌ها دعوت به بازگشت به سنت‌های دوران خوب قدیمی به عمل آمد که مسلمانان با دشمن اسلام مطابق با روح قرآن و رهنمودهای پیغمبر رفتار می‌کردند و حتی جان خود را فدا می نمودند.

تحولات جهانی در دوران بعد از پایان جنگ جهانی دوم به این روند شدت بخشیدند. جهان اسلام با مسأله بزرگ اسراییل روبرو شد که همین عامل باعث اتحاد کشورهای اسلامی و به خصوص عربی شد. رویارویی با اسراییل موجب رشد توان جنگجویانه سیاسی و نظامی علیه یهودیانی که بخشی از فلسطین را تصاحب کردند و نیز علیه غرب که به یهودیان اجازه داد این کار را بکنند، گردید. عرب‌های فلسطینی که در طول دهها سال از نیروهای ماهر و به خوبی مسلح اسراییلی چند شکست تحقیرآمیز خوردند، تروریسم را به مجموعه روش‌های مبارزه خود اضافه کردند. یاسر عرفات که این کار را کرد، به یک نتیجه مهم دست یافت. اعمال تروریستی ضد انسانی تا حدی تکان دهنده بودند که تمام جهان به مسأله فلسطین که تا آن زمان کمتر مورد توجه قرار گرفته بود، دقت کرد. روش‌های تروریستی متنوع‌تر و بازتاب بین المللی بلندتر می‌شد. ولی جای تأسف است که تاکتیک تروریستی فلسطینی‌ها که هدف ایجاد دولت مستقل خود را دنبال می کردند، توسط نیروهای تندرو دیگری به کار گرفته شد که هدف اسلام‌سازی تمام جهان را دنبال می کنند.

ایران شیعه، یکی از بزرگترین کشورهای اسلامی است که موفقیت ضربات تروریست‌های فلسطینی به «غرب فاسد» بر اوضاع این کشور اثر قابل توجهی گذاشت. در مذهب شیعه رئیس دولت (خلیفه عربی یا سلطان ترکی) به عنوان شخصیت عالی مذهبی تلقی نمی‌شد. از نظر شیعیان تنها اهل بیت محمد (ص) از بالاترین اعتبار دینی برخوردارند. در مجموع 12 نفر خلف مستقیم پیغمبر بودند که آخرین آنها در قرن 9 به صورت مرموز غایب شد و وارثی از خود باقی نگذاشت (شیعیان معتقدند که او زنده است زیرا جسد او پیدا نشد). ایمان جا افتاده به اینکه مهدی امام دوازدهم بالاخره ظاهر خواهد شد، باعث شد که در دولتهای شیعه و به خصوص در ایران شاه از مصونیت قدسی برخوردار نباشد. به همین دلیل در جریان رویدادهای خروشان اواخر سالهای1970 قدرت شاه نتوانست بر اعتبار دین متکی شود. در جریان روند نوسازی و صنعتی کردن کشور که شاه دنبال میکرد، سطح زندگی اقشار وسیع مردم ایران تنزل یافت که روحانیون شیعه به ریاست آیت‌الله‌های بانفوذ از این وضع استفاده کردند. آیت‌الله خمینی زیر شعار اصول‌گرایی ضدغربی انقلاب «سبز» اسلامی را به عمل آورد که به بیرون راندن شاه و احیای احکام اسلام ناب انجامید. البته، رهبران روحانی فعلی ایران کمتر به اعمال تروریستی متوسل می‌شوند ولی آنها به طور فعال از گرایش احیای ارزش‌های اصولگرایانه در جهان اسلام حمایت می کنند که در چارچوب آن اعمال فشار بر غیرمؤمنان هم مجاز محسوب می‌شود. ایران به همین دلیل سعی می‌کند بر فناوری ساخت سلاح‌های هسته‌ای مسلط شود. با عنایت به این واقعیت باید اعتراف کرد که اصولگرایی ایرانی از تروریسم فلسطینی‌ها و نیز نمایندگان مصر، پاکستان و ترکیه، خطرناک‌تر است.

ضمن اشاره به این کشورها که کمابیش مرفه هستند و تا حدودی به راه توسعه دمکراتیک علاقه‌مندند و ریاست آنها با گروه‌های تروریستی مبارزه می کند (ولو اینکه گاهی به موفقیت چندانی نمی‌رسند)، نباید فراموش کرد که جنگ غیرمعقولانه اتحاد شوروی در افغانستان نیز در زمینه تحریک این پدیده کار زیادی انجام داده بود. در نتیجه آن جنگ رژیم طالبان به وجود آمد. طالبان در زمان اشغال شوروی نوجوانانی بودند که والدین خود را از دست داده بودند. مدارس اسلامی پاکستان آنها را قبول می کردند و در جو اصولگرایی مذهبی که در آن زمان تقویت و رادیکال‌تر می‌شد، تربیت می کردند. زمانی که نیروهای شوروی از این شکست تسخیر نشده خارج شدند، همان طلاب مدارس دینی پاکستان که طی ده سال تحصیل کرده بودند، به قدرت رسیدند. آنها در کشور فقیر و عقب مانده افغانستان رژیم ترور نسبت به مردم خود را برقرارکردند زیرا به عقیده آنها، افغانی‌ها در زمان جنگ و رژیم کمونیستی به خود اجازه داده بودند بیش از حد از اسلام ناب منحرف شوند. تصادفی نیست که تروریست‌ها از سراسر جهان در افغانستان که به مرکز افراط اسلامی تبدیل شده بود، جمع شده و آنجا امکان دایر کردن اردوگاه‌ها و مراکز مختلف آموزشی را به دست آوردند. اسامه بن لادن، رهبر شناخته شده جهانی اسلام رادیکال نیز در این کشور مستقر شد. در اینجا باید افزود که نه تنها مکتب رادیکال شیعه بلکه وهابیت نیز پایه نظری ترور اسلامی زمان اخیر شده است. وهابیت، یک شاخه خاص اسلام سنی است که اواسط قرن 18 اساس جنبش ضدعثمانی عربستان را تشکیل داده بود. وهابیت که موسیقی، مشروبات الکلی، قهوه و دخانیات (و نیز پرستش قدیسان که با روح قرآن سازگار نیست) را محکوم می کند، در عربستان سعودی آل سعود را به قدرت رساند و در عصر حاضر تا اندازه زیادی با اصولگرایی «کلاسیک» همگون شد. البته عربستان سعودی که از محل فروش نفت ثروتمند شده است، به حمایت آشکار از تروریسم علاقه‌مند نیست ولی این بدان معنی نیست که دلار نفتی این کشور به دست افراطیون نمی‌افتد که تحقیقات در عمل تروریستی 11 سپتامبر 2001 این واقعیت را به اثبات رسانده است.


شنبه 27 مرداد ماه سال 1386
اسلام و ترور۱(مقاله)
اسلام و ترور
طی دهساله‌های اخیر جهان بر اثر اعمال تروریستی به لرزه در آمده است. 90% این اعمال به دست کسانی اجرا می‌شوند که با اسلام ارتباط دارند. روند افراط گرایی در این دین بدون شک بر تعبیر بعضی احکام قرآن استوار می‌شود. حتی کسی که بخواهد تسامح به خرج دهد، نمی‌تواند از این واقعیت غافل بماند که تروریست‌ها با اسلام ارتباط نزدیک دارند، به اندیشه‌هایی که در قرآن منعکس شدند، پایبند هستند (مهم نیست که مسلمانان میانه‌رو همین اندیشه‌ها را به گونه دیگری تعبیر می‌کنند) و حاضرند با ندای «الله اکبر!» خودشان بمیرند و دیگران را بکشند. لذا باید ببینیم چرا قریب به 1500 سال بعد از ظهور اسلام، جنبش فعال و نیرومندی به وجود آمده که به ترور متوسل می‌شود.

دین اسلام نه در نظام دولتی جا افتاده به وجود آمد و نه برای قداست بخشیدن به استانداردهای ثابت زندگی جامعه. دین اسلام در جریان نبردهای شدیدی شکل گرفت که حضرت محمد (ص)، بنیانگذار آن، در این نبردها شرکت فعالی داشت. اسلام از طریق عملیات جنگی توانست ظرف مدت کوتاهی در سرزمین عظیمی از ایران تا اسپانیا گسترش یابد. مسلمانان در طول چند قرن گروه کوچک ولی الهام گرفته از اندیشه دینی خود را به ساختار دولتی خلافت عربی تبدیل کردند. خلافت نمی تواند به عنوان امپراطوری تلقی شود چرا که نه سیاست بلکه دین پایه و اساس آن را تشکیل داد. اسلام با فشار شدید از طریق عرب‌های فاتح و با استفاده از سیاست اقتصادی آنها که ناظر بر امتیازات مالیاتی برای علاقه‌مندان به مسلمان شدن بود رواج یافت. همین امر باعث عربی شدن بخش عمده مردم کشورهای تسخیر شده می‌شد ولو اینکه این روند از روند اسلامی‌سازی آهسته‌تر بود. اندیشه حضرت محمد که اندیشه همبستگی مذهب بود، نیروی اساسی مسلمانان را تشکیل داده بود. این اندیشه ساده است ولی برای هر فرد مسلمان همیشه یک اندیشه بزرگ و اساسی بوده است. او خود را اول مسلمان می داند و بعد نماینده یک قوم یا ملت مشخص. مسلمانان تا کنون همه آنهایی را که اسلام آوردند، عضو امت واحد اسلامی محسوب می‌کنند.

به عقیده مسلمانان، همه چیز روی زمین به مشیت الهی وابسته است. فرامین خدا به وسیله فرستادگان خردمند او به مردم منتقل می‌شوند که حضرت محمد بزرگترین آنها بود. هر چیزی که خداوند متعال می‌خواست، در دوران زندگی پیغمبر اسلام توسط جبرییل به وی اعلام شد. همه مسلمانان اعتقاد دارند که از سخنان حضرت محمد کتاب مقدس قرآن تنظیم شده است که این کتاب «مخلوق» نیست زیرا پیغمبری که بی‌سواد بود، آن را ننوشت و فقط به عنوان مشیت الهی منتقل کرد. باید گفت که حکمت قرآن تا اندازه زیادی به حکمت کتاب مقدس تورات بر می گردد. محمد در جوانی با یهودیان و مسیحیانی که با کمک عربهای بدوی کالاهای خود را منتقل می کردند، معاشرت می‌کرد و بحث‌های آنها درباره علوم الهی را گوش می‌کرد و قطعات خردمندانه کتاب‌های مقدس آنها را یاد می‌گرفت. البته، قرآن، از روی تورات کپی نشده است زیرا مواد زیادی دارد که با زندگی عرب‌ها ارتباط دارند. ولی آنچه که برای ما اهمیت دارد، این است که محتوای کتاب مقدس مسلمانان متضاد است. این امر طبیعی است زیرا محمد که زود بر آشفته می‌شد و احتمالاً به رؤیاها متمایل بود، بعضی از حرف‌هایی را که می‌شنید، دقیقاً دریافت نمی کرد، به ویژه هنگامی که در خواب با فرستاده خدا در تماس بود. همین ابهام باعث تعابیر و تفاسیر متضاد می‌شد. طبق حدیثی، خود پیغمبر اسلام در جواب به سرزنش به متضاد بودن سخنان خود می‌گفت: اگر اینطور است، پس الله در اراده خود تجدید نظر کرده است. گفتنی است که متن رسمی قرآن بعد از رحلت حضرت محمد به دستور خلفای اول تدوین شد.

تصادفی نیست که در سیستم پیچیده تفسیر قرآن اصل «نسخ» به وجود آمد. فقهای اسلامی به منظور اجتناب از تضادها با هم توافق می‌کردند که بعضی آیات منسوخ و آیات دیگر نسیخ به حساب آورده شوند. طبق بعضی اطلاعات، تعداد تضادها بالغ بر 225 مورد است و آیات منسوخ در بیش از 40 سوره وجود دارند. با تلاش کارشناسان تعداد اختلافات در متن قرآن به حد اقل رسانده شد ولی آنها هم نتوانستند تسلسل غیر متضاد و منطقی همه آیات را تأمین کنند. در نتیجه، بعضی اصول قرآن به اندازه کافی روشن نیستند که در عصر حاضر عده‌ای از همین امر سوءاستفاده می کنند. از همه آیات متضاد قرآن، برای ما عمداً مسأله روابط بین مسلمانان مؤمن و کفار اهمیت دارد. کنه مطلب این است که از یک سو، الله رحمان و رحیم است ولی از سوی دیگر و در شرایط دیگر نسبت به کفار یعنی غیرمسلمانانی که نمی خواهند اسلام آورند، سختگیر و خشن است. گاهی متن قرآن صریحاً اعلام می کند که همه غیرمسلمانان با عواقب منفی زندگی روبرو خواهند شد. گاهی پیشنهاد می‌کند که مسلمانان با غیرمسلمانان بجنگند. در موارد بسیار نادر تأکید می کند که باید همه آنها را در حین جهاد مقدس از بین برد. این نکته اخیر باعث شدیدترین مباحثات درمیان فقهای اسلامی شده‌اند. میانه‌روان معمولاً ‌تأکید می‌کنند که اصطلاح «جهاد» هم تعریف‌های گوناگونی دارد و نباید فقط به عنوان دعوت به جنگ تلقی شود. ولی واقعیت این است که در قرآن تکیه‌گاهی برای اسلام‌گرایی رادیکال وجود دارد. شبه‌نظامیان امروزی و به خصوص شهدای متعصبی که حاضرند در راه دین جان خود را از دست بدهند، مبارزه با کفار و به ویژه با غرب منفور را معنی اصلی احکام قرآن می دانند.

ولی چرا پیروان اسلام رادیکال اصولگرا معتقدند که باید همه کفار را از بین برد؟ جواب این سئوال معمولاً به صورت ذیل داده می‌شود. در جهان دو نوع از انسانها وجود دارند یعنی اعضای امت بزرگ که خدمتگذاران و رزمندگان باوفای الله هستند، در حالی که همه انسانهای دیگر دشمنان الله محسوب می‌شوند. هدف مؤمنان این است که کفار را به دین راستین جلب کنند. البته،بهتر است که این کار از راه موعظه و تبلیغ انجام شود ولی می توان به زور هم متوسل شد. در زمان خود پیغمبر اسلام همین طور رفتار می کرد. ولی این بدان معنی نیست که مسلمانان همیشه سعی می‌کردند کسانی را که پیرو دین آنها نیستند، از بین ببرند. بر عکس، در قرآن صریحاً تأکید شده است که باید با اهل کتاب (مسیحیان و یهودیان) به نیکی برخورد کرد زیرا آنها بیشتر از بت‌پرستان شایان احترام هستند. در کشورهایی که تحت سلطه عربها قرار گرفته بودند، همیشه پیروان ادیان دیگر فراوان بودند. ولی این بدان معنی نیست که باید همیشه نسبت به آنها تسامح کرد. بر عکس، گاهی این تسامح قابل قبول نیست. اگر آیات قرآن را بررسی کنید، متوجه خواهید شد که الله با خشم زیادی درباره پیروان موسی سخن می‌گوید.

باید به یک ویژگی دیگر اسلام اشاره کرد و آن تعیین دقیق و شدید همه موازین زندگی است. فرد مسلمان موظف است هر روز 5 بار نماز بخواند. کسی که این کار از نکند، کافر محسوب می‌شود. انسانی که در خانواده اسلامی به دنیا نیامده و از دوران طفولیت به این فرایض دینی عادت نکرده باشد، این کار را بسیار خسته کننده محسوب می کند ولی برای مسلمانان اقامه نماز مانند همه کارهای روزمره دیگر، امر عادی است. همچنین باید در ماه رمضان روزه شدیدی را رعایت کرد که به ویژه در ماه‌های گرم تابستان دشوار است.

احکام محکوم به زنان در ادیان دیگر نیز وجود دارند ولی در اسلام با شدت خاصی رعایت می‌شود. هیچ دین دیگری تا این حد بر پنهان کردن زن از چشم نامحرم و پوشیدن او از سر تا پا با لباس‌های الزامی مختلف تأکید نمی کند. در هیچ دینی زن تا این حد به عنوان مال شوهرش که او را با پرداخت مهریه می‌خرد، محسوب نمی‌شود. هر فرد مسلمان در اکثر کشورهای اسلامی حق دارد چند زوج داشته باشد به شرطی که بتواند آنها را تأمین کند. بسیاری از مکاتب شریعت تأکید می‌کنند که زن در سیستم قضایی «نصف مرد» است یعنی تنها دو زن می توانند با یک مرد مقابله کنند. این گونه موازین فراوان است.


جمعه 26 مرداد ماه سال 1386
در ستایش دیوانگی

در یک کلمه خلاصه کنیم...زندگی آدمی یک بازی دیوانگی است..!!

هرکس از میان شما که خود را عاقل می پندارد دیوانه شود تا به کمال عقل برسد.

...فقط دیوانگان از این امتیاز برخوردارند که بتوانند بی آزردن کسی حقیقت را فاش بگویند.

کسانی پیدا می شوند خاصه در میان پیران..که جام باده را بر معاشرت با زنان ترجیح می دهند و برای آنان اعظم خوشبختی ها رد و بدل کردن جام با دوستان است.

دیوانگی سخن می گوید:

<<این نکته بر من پوشیده نیست که دیوانگی حتی نزد دیوانگان تا چه اندازه بدنام است.>>

<<بدانید اگر مرا از زندگی افراد دور سارند نه فقط آدمی طاقت تحمل دیگران را نخواهد داشت بلکه از خودش نیز نفرت پیدا خواهد کرد.>>

کتاب: در ستایش دیوانگی              اثر:اراسموس

                     مترجم:دکتر حسن صفاری


دوشنبه 15 مرداد ماه سال 1386
اطلاعات از <<اطلاعات>>
سلام به همه مهمانان ویرانه ترین آبادی

از اینکه چند روزی نبودم شرمنده... ولی باید بگم با دست پر اومدم.نکته ای و تیتروار میگم هرکدوم از دوستان سئوالی داشتند بپرسند بعدا جواب میدم.

1.عکس روزنامه اطلاعات کاملا واقعی است و برای یکشنبه 20 اسفند 1357 می باشد.(قابل توجه دوستانی که ادعا داشتند عکس ساختگی میباشد)

2.ببینید سانسور و همراهی صدا و سیما را با دولت خفقان(در تبلیغ کولر گازی: قبلا گفته میشد <<تو این قطعی برق چطور از کولر گازی استفاده می کنی!بچه مایه دار شدی.موتور برق خریدی؟...>> ولی بعد گذشت چند روز با توجه به مشکلات برق در بندر عباس صداگذاری این انیمیشن عوض شد و این قسمت از کلام به این جملات تغییر یافت<<تو این چار دیواری کولر گازی روشن می کنی؟!واسش کنترل از راه دور خریدی و...>>

3.مجموعه روزنامه اطلاعات به عنوان 28هزار روز تاریخ ایران و جهان رو از دسترس مردم جمع آوری کردند تا مردم از اصل تاریخ دور باشند و در بی خبری به سر ببرند.

4.اعتراف یکی از ارتشیان زمان شاه مبنی بر اینکه زمانی که ریختند انقلابیون تا ارتش را بگیرند ما را به گودالی راهنمایی کردند و با تفنگ کلاش دور تا دور خندق ایستاده بودند و قرار بود بدون محاکمه همه ما را بکشند و همونجا دفن کنند که با رسیدن آقای طالقانی انقلابیون جلاد از تصمیم خود منصرف شدند یعنی ایشان آنها را منصرف کردند.

اخبار های دیگر را بعدا می نویسم. یا حق!


پنجشنبه 11 مرداد ماه سال 1386
شروع شمارش معکوسی که حکومت خود آغاز گر آن شده است

بدون مقدمه از بی عدااتی های اخیر می گویم.از اعدامهای دسته جمعی می گویم.

از اعدامهایی که بدون محاکمه و وکیل انجام شد. از اعدامهایی که افراد آن به جرم اوباشگری به پای میله دار رفتند.از افرادی که دانشجو بودند و مهر اوباش بر پیشانیشان خورد.

از حکم اعدام دو روزنامه نگار کرد هم وطن که به جرم دروغین محاربه با خدا به استقبال مرگ میروند.

از ساختن فیلمهای ساختگی اعترافات میگویم.

از فشار زیاد حکومت برای ایجاد رعب و وحشت به نام طرح امنیت اجتماعی حرف می زنم.

بله حکومت ترسیده است.چرا که از ترسش دارد مردم را می ترساند.

آیا اینگونه جنایات می تونه نگهبان حکومت باشه.یا نه نشان دهنده شمارش معکوسه؟

در تاریخ کدام حکومتی با ظلم جور پا بر جا و استوار مانده؟

ما متآسفیم که خون برادران و خواهرانمان ریخته میشود ولی باشد که قطره قطره خون آنها و ذره ذره آه مادران و پدران دامنگیر سودا گرانی این چنین باشد.

 


پنجشنبه 4 مرداد ماه سال 1386
کدام یک..؟

امنیت اجتماعی یا ایجاد رعب و وحشت در میان مردم؟؟؟؟؟؟

امنیت اجتماعی یا اثبات دیکتاتوری و زور...؟؟؟

امنیت اجتماعی یا فرار از حقیقت ها ؟؟؟؟؟؟

هرچند مبارزه با بد حجابی بسیار مسخره زیر مجموعه ای از طرح امنیت اجتماعی قرار گرفته است ولی به هرحال .........

به همین منظور عکس زیر را انتخاب کردیم که دقت در آن خالی از لطف نیست.

         


سه شنبه 2 مرداد ماه سال 1386
اسامی اعضای شورای مرکزی تشکّل فریاد حق طلبی

 

1- داوود بهمن آبادی از تهران

2- پیمان عیاری از آذربایجان شرقی

3- سید محسن قائمی از خراسان جنوبی

4- محمد لفوتی از مازندران(فریاد)

5- سید مهدی صالحی از خوزستان(حقیقت)

6- عباس(مبرآ) از اصفهان(مبارزین برای راه آزادی)

7- حامد از یزد(زندگی در ویرانه ترین آبادی)

8- مرتضی ابدالی تکلو


سه شنبه 2 مرداد ماه سال 1386
اتم ایرانی زیر خاک چال شد
 

اتم ایرانی زیر خاک چال شد

 

 

ماهواره یک شرکت تجاری آمریکایی در اطراف مرکز هسته ای نطنز تونلی در حال ساخت را کشف کرد.

طبق این تصاویر که روز 11 ژوئن گرفته شده بودند، می توان نتیجه گیری کرد که راه هایی زیرزمینی در این منطقه وجود دارند که پیشتر دیده نشده بودند. اما تنها اکنون خبر وجود این راه ها در دست رسانه ها قرار گرفت. این اطلاعات را انستتیو علوم و امنیت بین المللی آمریکا منتشر کرد.

طبق اظهارات کارشناسان، در تصاویر گرفته شده در نطنز دو راه در حال ساخت در بین انبوه کوه ها دیده می شوند. یکی از این راه ها به کوه ختم می شود که می توان فرض کرد به تونلی می رسد که ورود به آن شدیداً پوشش داده شده بود. محققین آمریکایی به این نتیجه رسیدند که به نظر می رسد ایران در بین کوه ها شبکه ای از راه های زیرزمینی می سازد.

به احتمال زیاد قرار است از آنها بعنوان محلی برای پنهان کردنه مواد تجزیه شدنی اتمی در صورت حمله هوایی و نیز برای دفاع از نطنز استفاده شود. غیر  ممکن نیست که در این غارها سیستم های ضد هوایی و یا سایر انواع تسلیحات نیز مستقر شوند. این سازه های زیرزمینی کشف شده را با مجموعه ساخته شده در نزدیکی آزمایشگاه پالایش اورانیوم در اصفهان مقایسه می کنند.  

نطنز یکی از مهمترین مراکز هسته ای ایران است. در این شهر مجتمع غنی سازی اورانیوم قرار دارد، به همین دلیل نیز آمریکا به دقت پیگر اوضاع در آن است. در نظارت بر این شهر شرکت هایی تجاری، همانند DigitalGlobe نیز شرکت دارند که تصاویر اولیه تهیه شده توسط ماهواره متعلق به همین شرکت بود.

این که دائماً از نطنز عکس گرفته می شود و بدقت پیگیر آنچه تغییرات در آن هستند، گواه توجه بسیار بدان است. در اوایل سال جاری ماهواره جاسوسی آمریکا موفق به یافت چیز جدیدی در نطنز نشده بود، اما این بار پیدا شد.

"شون مک کورماک" سحنگوی وزارت امور خارجه آمریکا به خبرنگاران نگفت که تصاویر دریافتی تا چه حد ارزش دارند. او از تفسیر این خبر امتناع نموده و گفت که این مسئله ای بسیار ظریف است.  

"راسیسکایا گازیتا"، خبرگزاری «نووستی» روسیه،


عناوین آخرین یادداشت ها
خوش آمدید
ما می اندیشیم پس هستیم.
برای ما خاموش ماندن بسی دشوار است.
هر انسانی حق دارد برای حفظ زندگی خود آن را به خطر اندازد.
آشنایی باحامد و محمد...
تیر 1387
ش ی د س چ پ ج
1 2 3 4 5 6 7
8 9 10 11 12 13 14
15 16 17 18 19 20 21
22 23 24 25 26 27 28
29 30 31        
آرشیو
موضوع بندی
عضویت کاربران بلاگ اسکای
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 31514
www.hadikazemiweb.blogfa.com www.hadikazemiweb.blogfa.com